یک قدم مانده به پرواز اقاقی
قلبم طپید اما نه برای او بلکه برای رویاهای دروغینش
چرا باز سراغمو میگیری؟؟ در حالیکه میدونم ذره ای برای اذیت هایی که کردی پشیمون نیستی در حالیکه میدونم ذره ای برای دروغ هایی که گفتی پشیمون نیستی چون خیلی راحت تعریف کردی و فکر کردی باز هم باید بمونم پذیرفتی که نمیتونم بپذیرم و خداحافظی کردیم . توافقی کاش لااقل میشد نه به جای عشق که به جای یک دوست در این شب پر از غم همکلامت شوم اما به خاطر احساسی که هنوز نمرده نمیتوانم خدایا یا انصرافمو بپذیر یا حاجتمو بده خسته شدم از این وضع که هرچند ی روز این طور به هم بریزم وو حتی نتونم خودمو آروم کنم
نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/۸/۱٦ساعت
۱۱:٠٧ ب.ظ توسط نـ یـ ا ز نظرات ()
